02:41 ب.ظ
106
به خاطر خدا و ترک گناه صیغه شدم
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
عذرا
۱۳۹۴-۰۴-۲۵ در ۰۰:۴۲ - پاسخ

سلام بر شما رهپویان مذهب جعفری و محبان فاطمی.
شوهرم کارگر سر گذر بود یک روز که صبح زود برای کار رفته بود موقع عبور 

از خیابان متوجه عبور ماشین نشده بود که تصادف کرد و ماشین فرار کرد.

 از آنجایی که شوهرم بیمه نبود برایمان خیلی مشکل بود . من دو دختر 

داشتم که در دبستان درس میخواندند و ما مستاجر بودیم گرچه در یک

خانه قدیمی با پول پیش ۵۰۰۰۰۰۰بدون کرایه زندگی میکنیم. پدر شوهر 

و مادر شوهر . پدر و مادر من هم از عهده زندگی خودشان بر نمی آید

 تا چه برسد به من .منزل ما کنار خانه روحانی است خانمش بعضی اوقات

 کمکی بما میکند خانم ایشان به من گفت دخترم هر گاه مشکل داشتی

 با توسل به حضرت زهرا حاجتت را بگیر.من یک زن جوان بودم اگر میخواستم 

ازدواج کنم برادران من و خانواده شوهرم مرا میکشتند . تحمل بار زندگی به 

دوشم سنگینی میکرد یکروز از حضرت زهرا خواستم که دستم را بگیرد. 

و بدون در دسر نیاز مالی و جنسیم را از حلال تامین کند . وقتی که ظهر 

به مسجد میرفتم حاج آقا به من گفت دخترم بعد از نماز در مسجد کنارم بیا 

و کاری با شما دارم. وقتی که نماز تمام شد و همه رفتند حاج آقا به من 

از ثواب صیغه گفت گفتم حاج آقا من قبول دارم ولی اگر برادر و یا اقوام شوهر 

بفهمند مرا میکشند به من گفت نیاز نیست کسی بفهمد شما به خاطر ثواب 

اینکار را بکنید. من یک آقایی را سراغ دارم که وضع مالی خوبی دارد و حقوق

 باز نشسته او هم از ترس بچه ها و برادرزنش جرات نمیکند ازدواج کند شما 

صیغه ایشان بشو هفته ای در روزها که بچه ها به مدرسه هستند به ایشان

 رجوع کن و کسی هم نفهمد در عوضش هم نیاز جنسی شما برآورده 

میشود و هم با مهریه ای که شرط میکنی مخارج زندگیت تامین میشود .

در منزل خودش صبح روز بعد قراری گذاشت. آن حاجی آمد ایشان تاجر فرش

 بود و معلم بازنشسته بود. ایشان به من گفت تو صیغه من بشو و هفته ای

 دو روز در صبحها پیشم بیا من تمام حقوق بازنشتگی را به حساب شما 

با کمال و تمام میریزم و یکخانه هم یک محله برایت اجاره میکنم که بتوانم

خودم پیشت بیایم. و نقدامبلغ ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ تومن پرداخت کرد و به مدت

۱۰ سال صیغه اش شدم به شرطی کسی بوی نبرد. حاج آقا که خانمش 

در خانه نبود و در جلسه هفتگی رفته بود بعد از خواندن صیغه در منزل خودش 

نیم ساعتی با حاجی بودم. از حاج آقا تشکر کردم و قسمش دادم به کسی

 چیزی نگوید . وسایل را به خانه ای که حاجی برایم اجاره کرد آوردم و پولی 

که حاجی داد و پول پیش خانه را یک زمین مسکونی خریدم. . حاجی ماه 

به ماه پول بازنشستگیش را به حقوق ما میریخت. ..من روزهای یکشنبه

 و چهار شنبه خودم را برای حاجی آماده میکردم و حاجی هم از ساعت

۸می آمد و ساعت ۱۲ می رفت .خودم را پیش حاجی عزیز کردم که 

حاجی آن خانه اجاره ای را برایم خرید. و بنام من کرد . یک ماشین پراید 

برایم خرید . کم کم حاجی مریض شد و حاجی به من گفت بیا یک کار کنم 

من تو را عقد دائم میکنم که بعد از مرگم این حقوق بازنشستگی را بیمه

 به شما تعلق بگیرد ولی کسی نفهمد . یک نامه ای نوشت به من داد و 

گفت بعد از مرگ من تو این نامه را به پسرم بده در نامه نوشته بود پسرم 

من این زن را به خاطر خدا عقد دائم کردم که از حقوق بیمه ام که به درد 

شما نمی خورد کمک حالی برای این زن فقیرکه دارای دو فرزند یتیم است 

باشد این با تو محرم شده است از او حمایت کن او دختر یتیم دارد. .و یک 

عکسی که ما دوتایی دستمان در دست هم بود ضمیمه اش کرد. بعد از سه 

چهار ماهی حاجی از دنیا رفت..در مراسم ختمش شرکت کردم یکروز به 

نزد دفترش رفتم تنها بود تسلیت گفتم اول نامه پدر و بعد سند ازدواج و بعد

 عکس دوتایی که کنار هم بودیم.پسر دست مرا بوسید . گفتم تو به منزله 

مادر ماهستی هرچه بخواهی از ما دریغ مکن تو ناموس پدرم هستی. 

ایشان کارهای اداری حقوق بیمه را برایم ردیف کرد و گفت جهیزیه دخترانت

 را من میدهم و هر ماه مبلغی به ما کمک میکند الآن دخترانم در دبیرستان 

درس میخوانند و .خودم  برای رضای خدا بعد از مرگ حاجی  

و همسر روحانی  من دوباره بعد از اتمام عده ام صیغه روحانی که مرا با 

حاجی معرفی کرد شده ام. مهریه اش را ماهی یک روزه بگیرد و ثواب آن

 را به خدابیامرز حاجی هدیه نماید.

میخواهم بگویم ببینید دین اسلام دین کاملی است با توسل من  نیاز مال

 و جنسیم تامین کردم و صاحب همه چیز شده ام.

من هروز ۱۰۰ صلوات تا زنده ام نثار بی بی میکنم.