تبلیغات
یا حضرت صدیقه موالاتی اغیثینی
09:25 ب.ظ
142
کثیف ترین جشن دنیا جشن قرةالعین

 آقایی بنام جعفر زاده حکایتی  در پست خاطره ای از توسل به حضرت زهرا (س)
در قسمت نظردهی برایم نقل کرده خواندش خالی از لطف نیست. منبع: پایگاه اینترنتی کاروان صادقیه
سلام و درود بی نهایت بر پیروان راه فاطمه
اعصابم خورده شده بود.بعد از خدمت سربازی و مرگ پدر و قرضدار بودن
  خودم رابه هر دری زدم نتوانستم گلیمم را از آب بکشم .دوستی داشتم 
در دوران سربازی از فرقه بهایی بود به ایشان تماس گرفتم جریان را بهش گفتم. 
گفت در اسلام خیری ندیدی بیا و به مذهب ما . ایشان تعمیرکار پمپ بود. مرا به عنوان
شاگردش قبول کردو گفت: تایکی دو ماه بدون حقوق کار کن . وقتی که کار
 را یاد گرفتی حقوقت می دهم .فعلا خرجت را میدهم  و با ما زندگی کن.
مرا به خانه خودشان برد. و چند ماهی آنجا بودم.در خانه  شان دو خواهر داشت 
شبها که میخواستم بخوابیم خواهرانشان کنارم می آمد و با آنها همبستر بودم. 
حتی اگر مهمان برایشان آمد اگر مادر و خواهرشان میخواست نزدشان برود مشکلی نبود.
 در  طایفه آنان سالی یکبار مراسم میلاد قرةالعین طاهره زرین تاج را انجام میدادند
 من نمی دانم تمام فرقه های بهایی اینکار را انجام میدهندیا نه؟
امیدوارم که مختص خودشان باشند. اقوام آنان جشنی دارد 
که در آن مراسم صندوقچه ای را میآوردند.
تمام خانمها نام خود را بر روی شروتها  یا زیرشلواریهایشان می نوشتند 
ودر این صندوقچه میگذاشتند . بعد از مراسم جشن و شام صندوقچه را بین مردان تقسیم میکردند.
از دختران ۱۴ ساله تا پیرزن ۷۰ ساله در این مراسم شرکت میکنند .
شروت هرخانم که به دست هر مرد بیافتاد آن شب آن زن تا ساعتی در اختیار مرد قرار میگرفت.
یک زن تا ۹ مرد را می تواند انتخاب کند و یکی مرد فقط بیشتر از یک شرط نمی توانست بردارد.
ولو  اینکه زنان حیض و یا محرم یکدیگر باشند عباس افندی اینکار برای آن شب حلال کرده. 
و عیدی قرةالعین محسوب می نماید.. خواهر دوستم(نامزدم) آن شب با این که حیض بود
 با ۹ نفر همبستر شد.اقبال هر که باشد. احتمال دارد یک پیرزن ۶۰ ساله با یک نوجوان ۱۷ ساله. 
خدا را گواه میگیریم حرکات زشتی از خودشان مرتکب میشوند که خجالت میکشم 
که بنویسم مثلاً زن جوان به مرد دوم وسومی میگفت شما باید 
بجای شستن عورت من با زبان عورتش را پاک کنید. و منی مرد قبلی را بخورید
 و. . با هر سختی آن شب تا صبح آنجا بودم. فردا خودم را به بیماری زدم وقتی دوستم
سرکار رفت. باگرفتن۱۵۰۰۰۰تومان گرفتم و با فروختن موتور سیکلت از آن شهر فرار کردم
و قید مزد چند ماه کارکردن را زدم و چون فصل برداشت پسته بود 
به سیرجان برای کارکرد ن رفتم.در سیرجان امامزاده ای بنام امامزاده علی بود.
یک  شب  به زیارت رفتم . به روحانی برخورد کردم.و به گناهم اعتراف کردم . 
کمک خواستم گفت مسلمان حق ندارد گناهش را به بنده بگویید
 همین که توبه کرد ه ای و دیگر تکرار نکنی خدا مهربان است 
و میبخشد.. به من گفت:هرگاه گرفتار شدی از حضرت زهرا کمک بگیر. 
یک روز تنها نگهبان پسته ها بودم اربابم آقای صالحی جعفر آبادی  کنارم  بود
 و آن سال پسته خوبی برداشته کرده بود .بعد از نماز با شوخی گفت :
تو دعا میکنی از خدا چه میخواهی ؟گفتم :محبت فاطمه زهرا.
گفت :از فاطمه چه میخواهی ؟گفتم :عاقبت به خیری شما . 
گفت :از من چه میخواهی ؟گفتم: برایم پدری کنید..خلاصه ایشان را خدا بیامرزد 
گفت :درشهرتان قیمت یک خانه و یک ماشین و یک مغازه و مبلغ بدهیت چقدر است .
 گفتم :حدود صد میلیون تومان. ایشان چک ۱۱۴میلیون تومان .بهم داد و گفت :
باقیش برای خرج عروسی و پس اندازت ولی با یک دختر یتیم و فقیر بایمان ازدواج کن گفتم :
چشم .به شهرمان آمدم وخانه و ماشین و مغازه لبنیاتی خریدم 
و با دختر دایی که فقیر بود ازدواج کردم و به برکت حضرت زهرا صاحب همه چیز شدم 
و الان معتمد محل هم شده ام.شما را به فاطمه حتماً این را منتشر کنید.
.من بدون محبت فاطمه کثیف ترین مخلوق خدایم
 با فاطمه خوشبخترین مخلوق خدایم.
 هرکس که محبت فاطمه در دل دارد هیچ وقت فقیر نیست.