تبلیغات
یا حضرت صدیقه موالاتی اغیثینی
09:01 ب.ظ
233
شفا یافتن مریض با توسل به امام زمان (عج )
Image result for ‫توسل به امام سجاد برای شفای بیمار‬‎
عالم بزرگوار حضرت آقاى شیخ محمدتقى همدانى كه فضیلت و تقواى ایشان مورد اتفاق حوزه علمیه قم است و امام جماعت مسجد فرهنگ قم هستند شفا یافتن همسر خود را به طور خلاف عادت به بركت توسل به حضرت حجة بن الحسن العسكرى صلوات اللّه علیهما را مرقوم داشته اند و همان مرقومه ایشان ثبت مى گردد. بسم اللّه الرحمن الرحیم روز دوشنبه هیجدهم ماه صفر از سال 1397 مهمى پیش آمد كه سخت مرا و صدها نفر دیگر را نگران نمود؛

  یعنى همسر این جانب محمد تقى همدانى در اثر غم و اندوه و گریه و زارى دو سال كه از داغ دو جوان خود كه در یك لحظه در كوههاى شمیران جان سپردند، در این روز مبتلا به سكته ناقص شدند البته طبق دستور دكترها مشغول معالجه و دوا شدیم ولى نتیجه اى به دست نیامد تا شب جمعه 22 صفر یعنى چهار روز بعد از حادثه سكته . شب جمعه ساعت یازده تقریبا رفتم در غرفه خود استراحت كنم . پس از تلاوت چند آیه از كلام اللّه و خواندن دعاهایى مختصر از دعاهاى شب جمعه ، از خداوند تعالى خواستم كه امام زمان حجة بن الْحَسَن صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ وَعَلى آبائه الْمَعْصُومینَ را ماءذون فرماید كه به داد ما برسد و جهت اینكه متوسل به آن بزرگوار شدم و از خداوند تبارك و تعالى مستقیما حاجت خود را نخواستم ،این بود كه تقریبا از یك ماه قبل از این حادثه دختر كوچكم (فاطمه ) از من خواهش مى كرد كه من قصه ها و داستانهاى كسانى كه مورد عنایت حضرت بقیة اللّه روحى و ارواح العالمین له الفداه قرار گرفتند ومشمول عواطف و احسان آن مولا شده اند براى او بخوانم . من هم خواهش این دخترك ده ساله ام را پذیرفتم و كتاب ((نجم الثاقب )) حاجى نورى رابراى او خواندم . در ضمن من هم به این فكر افتادم كه مانند صدها نفر دیگر چرا متوسل به حُجَّت مُنْتَظَر اِمام ثانى عشر عَلَیْه سَلامُ اللّهِ الْمَلِكِ اْلاَكْبَرِ نشوم ؟ لذا همانطور كه در بالا تذكر دادم ، در حدود ساعت یازده شب متوسل شدم به آن بزرگوار و با دلى پر از اندوه و چشمى گریان به خواب رفتم . ساعت چهار بعد از نیمه شب جمعه ، طبق معمول بیدار شدم ، ناگاه احساس كردم از اطاق پایین كه مریض ‍ سكته كرده آنجا بود، صداى همهمه مى آید. سر و صدا قدرى بیشتر شد و ساعت پنج و نیم كه آن روزها اول اذان صبح بود، به قصد وضو آمدم پایین . ناگهان دیدم صبیه بزرگم كه معمولاً در این وقت در خواب بود، بیدار و غرق در نشاط و سرور است تا چشمش به من افتاد گفت آقا! مژده بدهم به شما. گفتم چه خبر است ؟! من گمان كردم خواهر یا برادرم از همدان آمده اند. گفت بشارت ! مادرم را شفا دادند. گفتم كه شفا داد؟ گفت : مادرم چهار بعد از نیمه شب با صداى بلند و شتاب و اضطراب ما را بیدار كرد. چون براى مراقبت مریض دخترش ‍ و برادرش (حاجى مهدى ) و خواهرزاده اش (مهندس غفارى ) كه این دو نفر اخیرا از تهران آمده اند، مریضه را به تهران ببرند براى معالجه . این سه نفر در اتاق مریض ‍ بودند كه ناگهان داد و فریاد مریضه بلند شد كه مى گفت برخیزید آقا را بدرقه كنید! برخیزید آقا را بدرقه كنید! مى بیند كه تا اینها از خواب برخیزند آقا رفته ، خودش كه چهار روز نمى توانست حركت كند، از جا مى پرد و دنبال آقا تا دم درب حیاط مى رود. دخترش كه مراقب حال مادر بود و در اثر سر و صداى مادر كه آقا را بدرقه كنید بیدار شده بود، دنبال مادر تا دم درب حیاط مى رود، ببیند كه مادرش كجا مى رود، دم درب حیاط مریضه به خود مى آید ولى نمى تواند باور كند كه خودش تا اینجا آمده . از دخترش زهرا مى پرسد كه زهرا من خواب مى بینم یا بیدارم ؟ دخترش پاسخ مى دهد كه مادر جان ! تو را شفا دادند آقا كجا بود كه مى گفتى آقا را بدرقه كنید ما كسى را ندیدیم ! مادر مى گوید: آقاى بزرگوارى در زى اهل علم ، سید عالیقدرى كه خیلى جوان نبود، پیر هم نبود، به بالین من آمد گفت برخیز، خدا تو را شفا داد! گفتم نمى توانم برخیزم ، با لحنى تندتر فرمود شفا یافتید برخیز! من از مهابت آن بزرگوار برخاستم فرمود شفا یافتید دیگر دوا نخور و گریه هم مكن و چون خواست از اطاق بیرون رود، من شما را بیدار كردم كه او را بدرقه كنید ولى دیدم شما دیر جنبیدید، خودم از جا برخاستم و دنبال آن آقا رفتم . بحمداللّه تعالى پس از این توجه و عنایت ، حال مریضه فورا بهبود یافت و چشم راستش كه در اثر سكته غبارآورده بود برطرف شد، پس از چهار روز كه اصلاً میل به غذا نداشت ، در همان لحظه گفت گرسنه ام براى من غذا بیاورید، یك لیوان شیر كه در منزل بود به او دادند با كمال میل تناول نمود. میل به غذا كرد رنگ رویش بجا آمد و در اثر فرمان آن حضرت كه گریه مكن ، غم و اندوه از دلش برطرف شد. و ضمنا خانم مذكوره از پنج سال قبل روماتیسم داشت ، از لطف حضرت علیه السّلام شفا یافت با آنكه اطبا نتوانستند معالجه كنند. ناگفته نماند كه در ایام فاطمیه در منزل ، مجلسى به عنوان شكرانه این نعمت عظمى منعقد كردیم . جناب آقاى دكتر دانشى كه یكى از دكترهاى معالج این بانو بود شفا یافتن او را برایش شرح دادم . دكتر اظهار فرمود آن مرض سكته كه من دیدم ، از راه عادى قابل معالجه نبود مگر آنكه از طریق خرق عادت و اعجاز شفا یابد اَلْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعالَمین وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الْمَعْصُومینَ لا سِیَّما اِمامُ الْعَصْرِ وَنامُوسُ الدَّهْرِ، قُطْب دایِره اِمْكان ، سرور و سالار انس و جان ، صاحب زمین وزمان مالك رقاب جهانیان ((حُجَّة بْن الْحَسَنِ الْعَسْكَرِى )) صَلَوات اللّه عَلَیْهِ وَعَلى آبائِه الْمَعْصُومینَ اِلى قِیامِ یَوْمِ الدّین . وَالسَّلامُ عَلَیْكُمْ وَرَحْمَةُاللّهِ وَبَرَكاتُهُ محمدتقى بن محمدمتقى همدانى 25 ماه صفرالخیر 1397 هجرى قمرى