تبلیغات
یا حضرت صدیقه موالاتی اغیثینی
06:48 ب.ظ
238
سوگند دادن امام رضا(ع) به جان فاطمه(س)

دو برابر، یكى نیكوكار و دیگرى بد رفتار بود كه مردم از دست و زبان آن برادر بد، ناراحت بودند و به برادر دیگرش شكایت مى كردند؛ تا این كه برادر نیكوكار قصد زیارت حضرت رضا (علیه السلام) به همراه جماعتى داشت .

برادرى هم كه بد بود، همراه با زائران حضرت على بن موسى الرضا(علیه السلام) قصد رفتن به مشهد را كرد. ولى طبق عادت همیشگى اش زوار امام رضا(علیه السلام) را اذیت مى كرد، تا در یكى از منزلهاى وسط راه مریض شد و از دنیا رفت . همه از فوت او خوشحال شدند، ولى برادر خوب به خاطر غیرت برادرى ، او را غسل و كفن كرد و همراه خود آورد و در حرم امام هشتم (علیه السلام) طواف داد و دفن كرد.
شب شد در عالم رؤ یا برادر را در باغى بسیار مجلل با لباسهاى استبرق در كمال شادى و نعمت دید. پرسید: چه شد كه به این مرتبه و مقام رسیدى ؟ تو كه داراى اعمال نیك نبودى . گفت : اى برادر وقتى قبض روح شدم ، جانم را به سختى گرفتند، هنگام غسل ، آب براى من آتش ، و كفن پاره اى از آتش حتى مركب من آتش و دو ملك هم با عمود آتشین مرا عذاب مى كردند. تا به صحن مطهر حضرت رضا (علیه السلام) كه رسیدیم ، آن دو ملك دور شدند و عذاب از من برداشته شد. همین كه مرا وارد حرم كردند، دیدم حضرت رضا (علیه السلام) بر بلندى نشسته اند و توجه به زوار خود دارد. من از حضرتش درخواست شفاعت كردم .
پوزش طلبیدم ، به من عنایتى نفرمودند. همین كه مرا بالاى سر حضرت بردند، پیرمرد نورانى دیدم ، به من فرمود: برو از حضرت طلب شفاعت كن ، و الا اگر تو را از این حرم بیرون ببرند، همان عذاب است . گفتم : اى پیرمرد، من از امام رضا(علیه السلام) كمك طلبیدم ، حضرت اعتنایى نكردند. فرمود: ((او را به حق مادرش زهرا(سلام الله علیها) قسم بده )) كه هرگز از در خانه اش رد نخواهى شد. این مرتبه كه امام رضا (علیه السلام ) را به حق مادرش زهرا (سلام الله علیها) قسم دادم ، آن دو ملایكه عذاب رفتند و دو فرشته رحمت آمدند، مرا به این مقام و نعمت رسانیدند.