06:12 ب.ظ
93
شیعه شدن بیش از ۵۰ نفر مسیحی به برکت توسل به حضرت زهرا(س)

برادر بزرگواری از فرانسه بنام مسعود این حکایت زیبا را ارسال فرمودند از ایشان سپاسگذاریم.
مسعود
۱۳۹۴-۰۴-۲۰ در ۰۵:۵۱ - پاسخ

سلام بر حضرت زهرا و محبینش
پدرم مسئول هیئت فاطمه الزهرا بود . سه شنبه ها جلسه هفتگی داشتیم. 

من درس خوان بودم موقعی که برای تحصیل به اروپا میخواستم بروم پدر خدا 

بیامرزم سفارش کرد که پسرم اگر در زندگیت کارت به استخوان رسید و از 

تمام درها نا امید شدی درب خانه فاطمه را بزن .زیاد به حرف پدر اهمیت 

نمی دادم . وقتی تحصیل میکردم پدرم برایم پول به حسابم می ریخت تا

من راحتر باشم بعد از ۳ سال زنگ زدند که پدر به رحمت خدا رفته خیلی 

نا راحت شدم .از آنجایی که پدر را دوست میداشتم بعد از مرگ پدر به حضرت

 زهرا اردات خاصی پیدا کردم همیشه به یادش بودم تا اینکه دچار بیماری شدم

 در دیار غربت برایم خیلی سخت بود در یکی از بیمارستانها ی فرانسه بستری

 شدم مشکل ریه داشتم دکترها گفته بودند باید شیمی درمان بشود احتمال زنده 

ماندن کم بود دکتر من خانم جوان بود که مسلمان هم نبود هزینه درمان را یکی 

از موسسات خیریه حمایت از بیماران میداد. حقیقت دلم نمی خواست در دیار 

غربت بمیرم. به یاد لحظات خداحافظی پدر در بدرقه آخر افتادم که میگفت پسرم

 اگر در زندگیت کارت به استخوان رسید و از تمام درها نا امید شدی درب خانه

 فاطمه را بزن .تسبحات حضرت زهرا را گرداندم و گفتم بی بی جان پدرم خادم

 بچه های شما بوده گرچه من با گناهانم دل شما را به درد آوردم بدان که قلباً 

شما را دوست میدارم در این دیار غربت تنهایم نگذار .فردا صبح که دکتر آزمایش

 گرفت وقتی جواب را مشاهده کرد فکر کرد که جواب آزمایش اشتباهی شده 

دوباره سفارش آزمایش کرد و خودش رفت جواب را گرفت و گفت علائمی از

 بیماری در وجود شما پیدا نمی شود. به من بگو تو چکار کردی من جریان 

توسلم به حضرت زهرا گفتم ایشان گفت من میخواهم شیعه بشوم و دوست 

دارم همسر شما بشوم ایشان شیعه شد و بر خلاف اعتقادات پدر و مادرش

 همسر من شد و با عشق چادر حضرت زهرا را حفظ کرد. و کم کم من هم 

درسم تمام شد در همان بیمارستان مشغول به کار شدم و با هم زندگی

خوبی را شروع کردیم باور کنید همسرم بیش از ۵۰ نفر مسیحی را شیعه 

کرده است ما برنامه ریزی کرده ایم درسال در ایام ماه رمضان و دهه اول محرم 

به کشور ایران و شهرمان مشهد می آیم و دو فرزند داریم پسرم به اسم رضا 

و دخترم را فاطیما گذاشتیم ودر ایام فاطمیه با چند تا دوست مسلمان که داریم

 غذای نذری میدهیم و روضه میگیریم. ما به برکت حضرت زهرا زندگی خوبی 

را شروع کرده ایم. مادرم هم در محرم پارسال بر اثر سکته قلبی به رحمت خدا 

رفت . منزلمان را در مشهد به خانواده بی بضاعت کرایه دادیم فقط هنگام 

برگشت طبقه بالا را برای خودمان نگه داشته ایم. وقتی ایران میآییم جایی

 داشته باشیم نیتمان این است که بعد از باز نشستگی برای همیشه به 

کشورمان بیاییم و خادم امام رضا باشیم. وقتی در اینترنت سرچ کردم 

خاطراتی از توسل به حضرت زهرا سایت شما آمد من هر روز مهمان 

سایت شمایم امیدوارم خدا به شما خادمین امام صادق توفیق بیشتر 

بدهد و اگر تشخیص میدهد حکایتم را منتشر نمایید ممنونم.