تبلیغات
یا حضرت صدیقه موالاتی اغیثینی
11:11 ق.ظ
96
زنای زن شوهر دار با پسر ۱۷ ساله


 برادری بنام فرامرز این حکایت را فرستاد است از ایشان سپاسگذاریم.

فرامرز
۱۳۹۴-۰۴-۲۱ در ۱۲:۰۲ - پاسخ

سلام بر شما محبان امام صادق(ع) که داستانهای خوبی را نقل می کنید.
با اینکه در سختی زندگی میکردم این آخری اگر عنایت بی بی نبود می بایستی

 وضعیت سخت تری را در پیش رو داشته باشیم..خودم هم بی تقصیر نمیدانم

 بر اثرتبلی و تن پروری و حماقتم در اول زندگی زیر بار قرض افتادم و دچار ربا گشتم .

وقتی که قرضدار شدم یک خانمی که زن بیوه و بچه دار نمیشد و حدود ۱۰ سال 

از من بزرگتر بود و در وضعیت مالی خوبی بود در مسیر زندگیم قرار گرفت و گفت 

همسرت را طلاق بده و با من ازدواج کن من تمام بدهیت را میدهم .

 من هم با زن قبلی که متدین وقانع و فهمیده بود بنای ناسازگاری کردم 

و عرصه را بر ایشان سخت گرفتم و با زور ایشان را طلاق دادم.و با این خانم

با مهریه ای ۱۳۵۷ سکه بهار آزادی ازدواج کردم. قرض هایم را داد و چند سالی 

در خوشی بودیم . ولی اختیاری چیزی را نداشتم ایشان نه مقید به

دین بود و نه پایبند حجاب .. یکروز آمدم خانه دیدم با پسر همسایه

که ۱۷ ساله بود زنا میکرد این خانم پول به نوجوانان میداد که با او باشند 

به ایشان اعتراض کردم ایشان مهریه اش را به اجرا گذاشت ومرا زندان کرد

 هفت سال در زندان بودم که ایشان براثر بیماری ایدز از دنیا رفت . 

بعد از مرگش بعد از مدتی از زندان آزاد شدم. برادارانش مرا آزاد کردند میراثش 

را بین خودشان تقسیم کردند. چندین سال عمرم را بر اثر نادانی از دست دادم .

 همسر اولم که با خدا بود بعد از طلاق من با پسر خاله اش که همسرش

 در زایمان از دنیا رفته بود ازدواج کرد ایشان مهندس ساختمان بود و زندگی 

خیلی خوبی را دارد سه تا بچه و چندین مغازه و آپارتمان و سهام کارخانه. 

ولی من بر اثر تنبلی و بی غیرتی عمرم را به خواری سپری کردم تا اینکه 

در زندان با یکی از روحانی که با ماشین تصادف کرده بود و قتل غیر عمد 

داشت آشنا شدم ایشان مرا ارشاد و نصیحت کرد که حضرت زهرا مشکل 

گشاست به حضرت زهرا توسل پیدا کردم بعد از آزادی نگهبان یک انبار شدم

 کم کم با یک خانم که شوهرش در تصادف از دست داده بود و صاحب 

حقوق بیمه شوهر و منزل و ماشین بود ایشان را صیغه کردم ایشان زن

 مومنی است زندگیمان را با زیارت حضرت زهرا شروع کرده ایم و بعد یکسال

 خداوند دختری به ما داد که اسمش را فاطمه گذاشتم 

و زندگی آرام و خوبی را حضرت زهرا برایم رقم زد