07:02 ب.ظ
207
شفا دادن حضرت زهرا سلام الله علیها

نام: زهرا- ن همسر : مرتضی – ط  ساکن شهر قم

روز حادثه: روز شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها ) و شفا به عنایت ان حضرت.  

این کرامت بدین جهت بازگو می شود که دوستداران اهل بیت،خصوصا جوانان

 در گرفتاری ها بیشتر به این خانواده مخصوصا حضرت زهرا روی اورند.


ادامه مطلب

03:30 ب.ظ
206
اثر شگفت انگیز نماز استغاثه به حضرت زهرا(س)
نتیجه تصویری برای استغاثه به حضرت زهرا(س)
در روایتى از امام صادق(ع) آمده است كه هرگاه حاجت مهمّى داشته باشى به گونه اى كه از نظر روحى در فشار شدید باشى، دو ركعت نماز بخوان و پس از نماز، سه بار تكبیر و سپس تسبیح حضرت زهرا(س) را بگو، آنگاه به سجده برو و صد مرتبه بگو: 
ادامه مطلب

07:16 ب.ظ
205
داستان توسل یک گناهکار با حضرت زهرا (س)


یه خونه مجردی با رفیقامون درست کرده بودیم، اونجا شده بود خونه گناه و معصیت…

 

گفت شب عاشورا هرچی زنگ زدم به رفیقام، هیچکدوم در دسترس نبودند

نه نمازی، نه حسینی، هیچی


ادامه مطلب

04:51 ب.ظ
201
توسل به حضرت زهرا (س) خاطره ای از شهید سید منوچهر مدق

لباسهایش را كه عوض كرد، در زدند، در را كه باز كردم، مردی یا الله گویان داخل خانه شد، كنار منوچهر نشست یك دستش را گذاشت روی سینه منوچهر و دست دیگرش را گذاشت روی سرش و دعا خواند من و علی شگفت زده او را نگاه میكردیم بعد به من گفت:«چهل شب عاشورا بخوان با صد لعن و صد سلام».
اول با دوركعت نماز حاجت شروع كن، بین دعا اصلا حرف نزن، توان ایستادن نداشتم، امام زمان (عج) را صدا زدم، پرسیدم:«شما كی هستید؟» از كجا آمدهاید؟ در حالی كه داشت از خانه خارج میشد، گفت:«از جائی كه آقای مدق آن جاست، به دلت رجوع كن».
با علی از پشت پنجره توی كوچه را نگاه كردیم، یك خانم همراهش بود، آن شب منوچهر نه آب خورد و نه غذا، تا صبح رو به قبله با حضرت زهرا (س) حرف زد، مدام میگفت : «من كی شفا خواستم كه آمدید من را شفا بدهید؟» اگر بدانم شفاعتم میكنید، نمیخواهم یك ثانیه دیگر بمانم تا حالا ندیده بودمتان، دلم به فرشته و بچهها خوش بود، اما حالا دیگر نمیخواهم بمانم ..
راوی: همسر شهید منوچهر مدق 



03:40 ب.ظ
198
مگر نمى دانى که خداوند، فرشتگانى را قرار داده تا خاندان محمد را یارى دهند
 جناب ابوذر مى گوید: پیامبر خدا(صلى الله علیه و آله و سلم ) مرا به دنبال على (علیه السلام) فرستاد. به خانه اش رفتم و او را خواندم ، ولى پاسخ مرا نداد. و آسیاب دستى را دیدم که بدون اینکه کسى باشد به خودى خود، مى گردد. دوباره او را خواندم ، بیرون آمد و با هم نزد رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم ) رفتیم و پیامبر متوجه على (علیه السلام) شد و چیزى به او گفت که من نفهمیدم .
گفتم : شگفتا! از دستاسى که بدون که بدون گرداننده مى گردد.
آن گاه پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: خداوند قلب دخترم فاطمه و اعظا و جوارحش را پر از ایمان و یقین کرده و چون خداوند ضعف او را دانست ، پس در روزگار سختى به او کمک کرد و کفایتش ‍ نمود. مگر نمى دانى که خداوند، فرشتگانى را قرار داده تا خاندان محمد را یارى دهند.(1)

پی نوشت:

1 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 29.




تعداد کل صفحات : 30 :: ... 4 5 6 7 8 9 10 ...


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic